تبلیغات
قـاصـــدک - مطالب نشریه
عنوان بصری

[ دوشنبه 3 مهر 1391 ] [ 10:04 ق.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


یازده فایده برای انجام امر به معروف و نهى از منکر، حتى اگر اثر نکرد
به نقل از کتاب دقایقی با قران از استاد قرائتی
۱۱ فایده برای انجام امر به معروف و نهى از منکر، حتى اگر اثر نکرد:
۱) گاهی امر و نهی ما امروز اثر نمی کند، ولی در تاریخ روی فطرت و قضاوت دیگران اثر دارد. چنان که امام حسین علیه السلام در راه امر به معروف و نهی از منکر شهید شد، تا وجدان مردم در طول تاریخ بیدار شود.
۲) گاهی امر و نهی، فضا را برای دیگران حفظ می کند. چنان که فریاد اذان مستحب است، گرچه شنونده ای نباشد؛ ایستادن به هنگام قرمز شدن چراغ راهنمایی لازم است، گرچه ماشینی نباشد. زیرا حفظ قانون و فضای احترام به قانون لازم است.
۳) گاهی امر و نهی ما، گناهکاران را از گناه باز نمی دارد؛ ولی گفتن های پی در پی، لذت گناه را در کام او تلخ می کند و لااقل با خیال راحت گناه نمی کند.
۴) برای حفظ آزادی باید امر و نهی کرد؛ زیرا نگفتن، جامعه را به محیط خفقان و ترس و سکوت تبدیل می کند.
۵) امر و نهی برای خود انسان مقام آفرین است، گرچه دیگران گوش ندهند. قرآن می فرماید: « و من احسن قولاً ممّن دعا الی الله »
۶) امر به معروف و نهی از منکر، اگر در دیگران اثر نکند؛ لااقل برای خود ما یک نوع قرب به خداوند، تلقین و تمرین شجاعت و جلوه ی سوز و تعهد است.
۷) گاهی امر و نهی ما امروز اثر نمی کند، اما روزی که خلافکار در بن بست قرار گرفت و وجدانش بیدار شد، می فهمد که شما حق گفته اید. بنابراین اگر امروز اثر نکند، روزگاری اثر خواهد کرد.
۸) امر و نهی، وجدان انسان را آرام می کند، انسان با خود می گوید که من به وظیفه ام عمل کردم. این آرامش وجدان با ارزش است، گرچه دیگران گوش ندهند.
۹) امر به معروف و نهی از منکر، سیره ی انبیاست، گرچه دیگران گوش ندهند. قرآن می فرماید: « و اذا ذکّروا لا یذکرون » و یا بار ها می فرماید: مردم سخنان و ارشاد های پیامبران را گوش نمی دهند و از آن ها روی بر می گردانند. بنابراین ما نباید توقع داشته باشیم که همه به سخنان ما گوش بدهند.
۱۰) امر به معروف، اتمام حجت برای خلافکار است تا در قیامت نگوید کسی به من نگفت، علاوه بر آنکه عذری برای گوینده است تا به او نگویند چرا نگفتی؟
۱۱) هنگام قهر الهی، آمرین به معروف نجات خواهند یافت.ه برای انجام امر به معروف و نهى از منکر، حتى اگر اثر نکرد


[ شنبه 18 شهریور 1391 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


نمک کسی را چشیدی، نمکدان را نشکن!



به محضر مبارك علامه محمد تقى مجلسى گفت: آقا جان! دیوار به دیوار خانه ما یك همسایه دارم، خیلى آدم بى‏ دینی است، چه كنم؟ جایم را هم نمى‏ توانم عوض كنم، پول هم ندارم، زبانى هم ندارم كه او را با خدا آشتى بدهم، چه كنم؟ فرمودند: ببین یك شب مى‏ توانى دعوتش كنى، من هم مى‏ آیم، دو كلمه با او حرف بزنم گفت: نمى‏ دانم مى‏ آید یا نه. آمد به آن شخص لات مسلك گفت: ببخشید! ما همسایه شما هستیم، شما هر شب اینجا جلسه آواز طرب داری و تا صبح مشغول هستی، البته ما كه مزاحمتان نیستیم، اما یك شب شام به خانه ما تشریف بیاورید. گفت: عیبى ندارد، فردا شب مى‏ آیم.
آمد خدمت علامه مجلسی و گفت: آقا همسایه را دعوت کردم ، فردا شب مى‏ آید . فرمودند: من نمازم را مى‏ خوانم و مى‏ آیم. علامه زودتر آمدند و نشستند، آن لات، قلدر و چاقوكش هم پس از مدتی آمد، چشمش به علامه محمد تقى افتاد، اخمهایش در هم شد كه این را براى چه دعوت كرده‏ اى؟ نه سلامى و نه علیكى، آمد و یك گوشه نشست و تكیه داد، سكوت كرد بعد گفت: یك سؤال دارم .
مرحوم مجلسى خیلى آرام فرمودند: بپرسید گفت: شما آخوندها در این دنیا چه مى‏ گویید؟ ایشان فرمودند: ما كه هیچ چیزى نمى‏ گوییم، چون ما كه از خودمان چیزى نمى‏ گوییم. یا قال الله، یا قال الرسول، یا قال امام المعصوم و...، ما از خودمان چیزى نمى‏ گوییم. علامه به آن لات گفتند:
شما چه مى‏ گویید؟ گفت: ما اصل و فرع حرفمان این است كه در این دنیا صفا داشته باش. فرمودند: من معنى صفا داشته باش را نمى‏ فهمم گفت: شیخ! تو عالمى، این همه درس خواندى، نمى‏ دانى؟ فرمودند: نه، نمیدانم ، صفا داشته باش یعنى چه؟ گفت: یعنى نمك كسى را چشیدى، نمك‏دان را نشكن.
گفت: عجب! بعد به آن لات گفتند: چند ساله هستى؟ گفت: به سن و سالم چكار دارى؟ گفت: شصت سال. فرمودند: در این شصت سال تا حالا نمك خدا را خوردى؟ آن لات سرش را پایین آورد، نمك خدا؟ ما كه از رحم مادر نمك خدا را خوردیم، نكند الان یقه ما را بگیرد و بگوید نمك‏دان را شكستى؟ ما كه شصت سال است نمكدان را شكسته‏ ایم. بلند شد، مرحوم مجلسى فرمودند: كجا مى‏ روى؟ بلند بلند گریه كرد و رفت. صاحبخانه دوید و گفت: آقا شام گفت: سیر شدم، چیزى نمى‏ خواهم. برگشت و گفت: آقا چكارش كردى؟
علامه فرمودند: معالجه شد، با خدا آشتى كرد.


[ سه شنبه 14 شهریور 1391 ] [ 08:41 ب.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


یاد خدا

ما براى اوقات خواب خود افسوس مى خوریم كه چرا براى نماز شب بیدار نمى شویم،د ر صورتى كه اوقات بیدارى را به غفلت مى گذرانیم!
زیرا اگر در بیدارى به توجّه و بندگى مشغول بودیم، توفیق بیدارى شب را نیز براى تهجّد و خواندن نافله ى شب و تلاوت قرآن پیدا مى كردیم.

)آیت الله بهجت)



[ دوشنبه 13 شهریور 1391 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


زندگی نامه آیت الله بهجت
ولادت

حضرت‌ آیت‌الله محمد تقى بهجت در اواخر سال 1334 هـ ق، در شهر مذهبی فومن واقع در استان گیلان، چشم به جهان گشود. شانزده‌ ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش به سرای باقی شتافت و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.

درباره نامگذاری حضرت آیت الله بهجت، خاطره‌ای شیرینی که از نزدیکان ایشان نقل شده است که ذکر آن در این مجال سودمند است: پدر آیت الله بهجت در سن حدود هفده سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می‌افتد به گونه‌ای که امید زنده ماندن او از بین می‌رود. در آن حال ناگهان صدایی شنید که گفت:«با ایشان کاری نداشته باشید؛ زیرا ایشان پدر محمد تقی است.»
ادامه مطلب

[ پنجشنبه 9 شهریور 1391 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


زندگینامه آیت الله فاطمی نیا

سید عبد الله فاطمی نیا در سال(1317؟) در شهر تبریز دیده به جهان گشودند. پدر بزرگوارشان از علماء و عارفان بزرگ در عصر خویش به شمار می رفتند. از همان کودکی تحت تربیت این ولیّ الهی قرار می گیرند. اندکی بعد ایشان را نزد حضرت آیت الله مصطفوی تبریزی(عارف کبیر و از شاگردان حضرت آیت الله میرزای قاضی) جهت تربیت و علم آموزی قرار می دهند. قریب به 30 سال تحت تربیت ظاهری و باطنی این مرد عظیم قرار داشتند. ضمن اینکه تحصیلات حوزوی خویش را هم دنبال می نمودند. پس از آیت الله مصطفوی ، ایشان محضر بزرگانی چون حضرت علامه محمد حسین طباطبایی،حضرت آیت الله الهی تبریزی (برادر علامه طباطبایی) ،حضرت آیت الله محمد تقی آملی، حضرت آیت الله بهاءالدینی، حضرت آیت الله بهجت، و دیگر بزرگان را درک نموده، تا جایی که از اصحاب سرّ ایشان می گردند. از طرفی می توان گفت که ایشان با یک واسطه، از شاگردان حضرت میرزای قاضی می باشند. چرا که تقریباً تمامی اساتیدشان از شاگردان سرّ حضرت آیت الله قاضی بودند.

تخصص ایشان در علم رجال و عرفان نظری و عملی کم نظیر است. با این حال ایشان خود را با منابر عمومی کاملاً مکتوم نموده اند. تا جایی که اغلب، تنها ایشان را به عنوان یک خطیب توانا و یک استاد، می شناسند! 

ویژگی ها:

شاید بتوان گفت که بزرگترین ویژگی ایشان کتمان و مکتوم بودنشان است! ایشان را کوهی از تواضع می توان یافت. این فرموده ی بزرگان است که: 

« آقای فاطمی نیا قطعاً از اولیاء خدا هستند»

ویژگی دیگر این بزرگ مرد الهی عشق عجیب ایشان به اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) است . 

در پایان برای حضرتشان از خداوند تقاضای سلامتی دائم و عافیت و موفقیت روز افزون می نماییم.



[ شنبه 4 شهریور 1391 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


زندگی نامه آیت الله شیخ محمود امجد

حضرت آیت الله شیخ محمود امجد به سال 1318 هـ.ش در خانواده اى روحانى در شهرستان كنگاور از توابع شهر «كرمانشاه» به دنیا آمد، پدرش از واعظان توانا و از علمای آن دیار بود كه به عنوان پایگاهی در مسیر ایران به كربلا، میزبان علمای هم عصر خویش بود. ، و جدّشان از عالمان ذى فنون ملقّب به «افصح المتكلّمین» بود. پدر بزرگ ایشان از علما و شعرای با اخلاص و ارادتمند خاندان عصمت و طهارت است كه تضمین های عاشورایی ایشان از اشعار حافظ مشهور است.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 30 مرداد 1391 ] [ 12:46 ب.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


طلب یقین و عافیت (30)
پای درس استاد ... حضرت آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی)

من خطبة علی «علیه السلام» المعروفة بالدیباج
عباداللّه، سلوااللّه الیقین، فإنّ الیقین رأس الدّین وارغبوا الیه فی العافیة فإنّ أعظم النعمة العافیة فاغتنموها للدنیا والآخرة.
(تحف العقول صفحه 150)
یقین، مراتبى دارد، و هر مرتبه ‏اى از آن كه فرض شود، مرتبه‏ ى بالاترى براى آن وجود دارد، لذا ائمه اطهار (علیهم السلام) با این كه در مراتب عالیه یقین بودند باز هم از خدا طلب یقین مى‏ نمودند.
دراین حدیث، یقین تشبیه به رأس شده چون همانطور كه سر منشأ هدایت حركات و سكنات آدمى است، یقین هم در دین انسان چنین نقشى را دارد.
و تحصیل یقین از دو راه ممكن است: یكى تأمل و تفكر در دلائل و مبادى دین و حقانیت شرع مقدس اسلام و دیگرى توجه به ذات مقدس الهى و تضرّع و خضوع در پیشگاه با عظمت او.
عافیت كه در روایات آمده آن چیزى نیست كه ما در عرف خودمان از آن تعبیر به عافیت‏ طلبى مى‏ كنیم، كه انسان در كنجى خزیده و در میدان جهاد وارد نشده با وظائف بزرگِ زندگى مواجه نگردد. بلكه مراد، عافیت در اعتقاد و عمل و محفوظ ماندن از وساوس شیطانى و نفسانى است. انسان در میدان جنگ هم باید از پروردگار طلب عافیت كند یعنى از او بخواهد كه دچار شك و ترس و تزلزل نشود. امام سجاد (علیه السلام) در دعاى بیست‏ و سوم صحیفه سجادیه به ابعاد مختلف عافیت، اشاره كرده و آن را از پروردگار طلب نموده‏اند.

و اما این هم از سی امین نکته اخلاقی که قولش به شما دوستان قاصدکیمان داده شده بود!
انشاالله که مورد استفاده و مفید واقع شده باشد.
ولی حیف که چقدر زود به انتها رسید. به امید اینکه تا سال بعد زنده باشیم و رمضانی دیگر را با حضور آقا و مولایمان حضرت حجت (عج) درک نماییم.
التماس دعا



[ یکشنبه 29 مرداد 1391 ] [ 12:21 ق.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


تبریک عید سعید فطر
عکس عید فطر

حال که در این ماه دلمان را پاکنویس کردیم              حواسمان باشد که دیگر خط خطی نشود

عید سعید فطر بر تمامی دوستان قاصدکی مبارک باد
در این شب برای ما هم دعا بفرمایید.


[ یکشنبه 29 مرداد 1391 ] [ 12:00 ق.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


وداع با ماه مهمانی خدا
ای انسان! تو اگر از مقام ماه رمضان نزد خدا واندازه فضل ونعمتی که برای تو داشته است آگاهی داشته باشی،متناسب با نیکی هایی که نسبت به تو انجام داده ورفتار کریمانه ای که با تو داشته با آن رفتار خواهی کرد و برای اینکه مقام این ماه برای توروشن شودمی توانی آن رامانند میهمان بزرگواری که بر تو وارد شده بدانی،واکنون که ساعات پایانی آن را می گذرانی مانند کسی که با عزیزترین عزیزانش وداع می کندبا او وداع خواهی کرد!وتو نمی دانی آیا دیگر بار او راملاقات خواهی کرد یانه...

آری وداع بارمضان وداع با برترین ماه خداست،وداع با لطیف‌ترین روزهای زندگی است.نمی دانیم چرا اما وداع با رمضان ما رایاد آخرین وداع مولایمان حسین (ع) با بانوی نمونه کربلازینب (س)می اندازد،نمی دانیم چرانمی دانیم چرا اما سختی وداع بارمضان ما را یادعلمدار وسقای کربلا می اندازدکه طاقت وداع با کودکان حریم حرم حسین(ع)رانداشت...آخر برای ما هر بهانه ای یاد کربلا را زنده می کند....

خدایا در ساعات پایانی این ماه مارا مشمول رحمت بی پایانت قرار ده واین وداع را آخرین وداع (باماه مبارک رمضان) عمرمان قرار مده!

بحق محمد(ص) و آل محمد(ص)

  • نکته:از مهمترین اعمال شب عیدسعیدفطر زیارت امام حسین علیه السلام است.

شیخ صدوق رحمة الله علیه برای وداع ماه مبارک رمضان دعائی ذکر کرده که می‏گوید: ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که حضرت فرمود: «تقول فی وداع شهر رمضان

«اللهم انک قلت فی کتابک المنزل علی نبیک المرسل و قولک الحق شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان، و هذا شهر رمضان قد انصرم فاسالک بوجهک الکریم، و کلماتک التامات ان کان بقی علی ذنب لم تغفره و ترید ان تحاسبنی به او تعذبنی علیه او تقایسنی به ان یطلع فجر هذه اللیلة، او ینصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لی یا ارحم الراحمین‏» (1)

 

در وداع ماه مبارک بگوئید:

بار پروردگارا تو خود گفتی در کتاب مقدس که بر نبی مرسلت نازل فرموده‏ای و قول تو حق است که ماه رمضان که در او قرآن نازل شده و مایه هدایت و رستگاری مردم و دلائل آشکار از هدایت و وسیله تشخیص حق از باطل می‏باشد، اینک ماه رمضان به پایان رسید «و فیوضاتش تا سال آینده از ما قطع شد» پس تقاضا می‏نمایم از تو به آبروی گرامیت، و کلمات تام و تمامت، اینکه اگر بر من گناهی باقی مانده ( و پاک نشدم) که هنوز آن گناهم را نیامرزیدی، و اراده حسابرسی او را داری، یا می‏خواهی به آن گناه باقیمانده عذابم کنی، و یا به اندازه گناهم عقوبت نمائی، تا اینکه طلوع کند فجر این شب، یا پایان پذیرد این ماه مبارک، مگر آنکه آن گناهانم را بیامرزی و از تقصیرم در گذری، ای مهربانترین مهربانان.

التماس دعا



[ شنبه 28 مرداد 1391 ] [ 07:57 ب.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


اهمیت ادای امانت (29)
پای درس استاد ... حضرت آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی)

من وصیّته «علیه السلام» لكمیل بن زیاد:
یا كمیل! إفهم واعلم إنّا لانرخص فی تركِ أداء الأمانة لأحدٍ من الخلق فمن روى‏ عنّا فی ذلك رخصةً، فقد أبطل وأثم وجزاءُه النار بما كذب، اقسم لسمعت رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلّم) یقول لی قبل وفاته بساعةٍ مراراً ثلاثاً: یا اباالحسن أدّ الأمانة إلى البرّ والفاجر فیما جلّ وقلّ حتى الخیط والمخیط.
(تحف العقول صفحه 175)
اداء امانت از نظر اسلام بسیار مهم است. حتى اگر چیز ارزان قیمتى نزد انسان امانت باشد، باید در حفظ آن بكوشد و به صاحبش برگرداند خواه، آن شخص مؤمن باشد و خواه فاجر و حتى كافر.
لكن باید دانست كه امانت تنها امانت مالى نیست بلكه وظیفه ‏اى كه به دوش ما است و یا اسرار دیگران كه نزد ما است همه امانت است و باید از آن نگهدارى نمود.



[ شنبه 28 مرداد 1391 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


خوش رویی (28)
پای درس استاد ... حضرت آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی)


من مواعظ علی «علیه السلام»:
إنّ أحسن ما یألف به الناس قلوب اودّائهم ونفوا به الضّغن عن قلوب أعدائهم حسن البشر عند لقائهم والتفقد فی غیبتهم والبشاشة بهم عند حضورهم.
(تحف العقول صفحه 218)
خوش‏رویى و خوش‏برخوردى، سبب جلب محبت افراد و تألیف قلوب است. در روایت وارد شده كه: «التودّد نصف العقل». این حدیث براى همه مسئولین در نظام اسلامى و بالاخص روحانیونى كه مسئولیتى را در اداره یا نهادى عهده ‏دار هستند بسیار قابل توجه است. زیرا افرادى كه براى انجام كارى مراجعه مى‏كنند، از نظر ایمان در یك سطح نیستند چه بسا یك برخورد سرد و یا یك بى‏ اعتنایى به ارباب رجوع موجب شود كه او از دین زده شود و اعتقادش سست شود. و بالعكس اخلاق خوش موجب مى‏ شود كه او به دین و اسلام خوشبین شده و جذب شود. «المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه.»


[ جمعه 27 مرداد 1391 ] [ 02:11 ب.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


دوری از چهار صفت (27)
پای درس استاد ... حضرت آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی)

من مواعظ علی «علیه السلام»:
من استطاع أن یمنع نفسه من أربعة اشیاء فهو خلیق بأن لاینزل به مكروهٌ أبداً قیل: وما هنّ یا أمیرالمؤمنین! قال: العجلة واللجاجة والعُجب والتّوانی.
(تحف العقول صفحه 222)
هركس این چهار صفت را از خود دوركند خواه فرد باشد، خواه مجموعه دست‏ اندركاران و رؤسأ جامعه، هیچ‏گاه حادثه و واقعه ناخوشایندى، متوجه او نخواهدشد:
1- عجله، بدون تأنّى و دقت، تصمیم‏گیرى كند یا كارى را اجراء نماید (عجله غیر از سرعت در عمل است).
2- لجاجت، یكى از مسائل خطرناك و بلاهاى دامن ‏گیر، اصرار و پافشارى ناحق، در مسأله ‏اى است كه چون این حرف را گفته و یا چنین موضعى اتخاذ كرده حاضر نیست عقب ‏نشینى كند و لو خلاف آن ثابت شود.
3- مغرورشدن و خودشگفتى، كه انسان نقص‏ها و ضعف‏هاى خود را ندیده و احیاناً محسناتش را بزرگ بشمرد.
4- كاهلى و سستى، كار امروز را به فردا افكندن و تأخیر انداختن.
بنده، در اثر تجربیاتى كه در سالهاى متمادى پیدا كردم به این نتیجه رسیدم كه این سخن على (علیه السلام) واقعاً حكمت تمامى است و همه ضرر و زیان‏هایى كه متوجه جامعه شده است در اثر این امور بوده. خداوند ان شاءاللّه ما را با مجاهدت خودمان و با توفیق خودش از این صفات دور بدارد.


[ پنجشنبه 26 مرداد 1391 ] [ 11:06 ق.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


واعظ درونی (25)

پای درس استاد ... حضرت آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی)

من مواعظ علی بن الحسین (علیه السلام):
ابن آدم! إنّك لاتزال بخیر ما كان لك واعظ من نفسك وما كانت المحاسبة من همّك وما كان الخوف لك شعاراً والحذر لك دثاراً.
(تحف العقول صفحه 280)
گرچه انسان از موعظه دیگران بى‏ نیاز نیست، لكن موعظه ‏اى كه از درون انسان برمى‏ خیزد بهترین موعظه است، چون هركسى به صفات و عیوب خود از همه آگاه‏تر است.
باید همت انسان این باشد كه خود را محاسبه كند. اگر دیگران ما را محاسبه نكنند، دلیل نمى‏ شود كه ما خود را محاسبه نكنیم. محاسبه، از لغزش‏هاى آینده انسان جلوگیرى مى‏ كند.
مراد از خوف، خوف از خدا و عذاب او و كردار بد انسان است نه ترس از مردم و قدرت هاى پوشالى.
حذر، به معناى احتیاط است لكن نه به این معنا كه انسان دست از فعالیت بكشد بلكه باید در میدانهاى مختلف وارد شده اما همواره احتیاط و پرهیز را رعایت كند كه معناى تقوا هم همین است.

منبع: وبلاگ عشق یعنی رهبرم سید علی


[ چهارشنبه 25 مرداد 1391 ] [ 12:02 ق.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


خطر محبوب بودن نزد مردم (24)

پای درس استاد ... حضرت آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی)

من مواعظ علی بن الحسین (علیه السلام):
وقال له رجلٌ: إنّی لأحبّك فی اللّه حبّاً شدیداً، فنكس علیه السلام ثمّ قال: الّلهم إنّی أعوذبك أن اُحَبّ فیك وأنت لی مبغض ثمّ قال له: أحبّك للذی تحبّنی فیه.
(تحف العقول صفحه 282)
نكته اساسى كه در این بیان وجود دارد و درس بزرگى براى ما است، توجه فورى به خطرى است كه در برابر چنین پدیده‏اى (محبوب بودن نزد مردم بخاطر خدا) انسان را تهدید میكند. لذا وقتى آن مرد به حضرت عرض مى‏كند كه شما را براى خدا دوست دارم نمى‏فرمایند: از تو متشكرم، یا خدا را بر این محبوبیت سپاس میگویم، بلكه مى‏فرمایند: «پرودگارا پناه به تو مى‏برم از این كه مردم مرا به خاطر تو دوست داشته باشند ولى تو مرا دشمن داشته‏باشى» و این خطر بزرگى است براى ما، نكند كه مردم فكركنند ما مخلصانه براى خدا كارمى‏كنیم و در راه او قدم مى‏زنیم اما حقیقتاًً ما اینطور نباشیم، و ظاهر و باطنمان یكى نباشد و یا با اعمال خود موجبات غضب الهى را در خود بوجود آورده باشیم. و در این صورت است كه مردم به خاطر خدا ما را دوست‏ دارند ولى خداوند - نعوذ باللّه - دشمن ما مى‏باشد.



[ دوشنبه 23 مرداد 1391 ] [ 09:17 ق.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


فریفتگى از قضاوت دیگران (23)
پای درس استاد ... حضرت آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی)


من مواعظ علی بن الحسین (علیه السلام):
كم من مفتونٍ بحسن القول فیه، وكم من مغرورٍ بحسن الستر علیه، وكم من مستدرجٍ بالإحسان علیه.
(تحف العقول صفحه 281)
چه بسا افرادى كه فریب تعریف‏ها و تحسین‏هایى كه مردم از آنان مى‏نمایند مى‏خورند. انسان نباید فریفته قضاوتهاى مردم درباره خودش شده و بخاطر تساویل نفسانى از قضاوت صحیح در مورد خودش غفلت ورزد و توجه به این مسأله بالخصوص براى مسئولین حائز اهمیت است.
و همچنین انسان نباید از اینكه خداوند عیوب او را پوشانده مغرور شود و خیال كند كه همیشه بدیهاى او مستور مى‏ماند. چه بسا خداوند در همین دنیا آنها را فاش كند و اگر در این دنیا هم با لطف و احسان خود فاش نكرد در قیامت (روزى كه باطن افراد ظاهر مى‏شود) آشكار كند. لذا ائمه (علیهم السلام) همانطور كه در دعاى شعبانیه نقل شده از خدا مى‏خواستند كه: «الهى لا تفضحنى یوم القیامة على رؤس الاشهاد.»
و چه بسا افرادى كه در اثر نعم الهى گرفتار استدراج مى‏شوند، «وسنستدرجهم من حیث لا یعلمون».
پس نباید ما بخاطر تمجیدهاى مردم و ستر الهى و اعطاى نعم او از قضاوت صحیح در مورد خود غفلت نمائیم.


[ یکشنبه 22 مرداد 1391 ] [ 08:12 ب.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


نکته (22)
پای درس استاد ... حاج اسماعیل دولابی

در دعاهایمان هر چه را که برای ما نافع نیست، خدا می گوید باشد برای فردا و هر چه را که نافع است، بلافاصله می دهد. خدا زینت و زیور دنیا را برای مؤمنین خیلی دوست ندارد، ولی آخرت را زود به آنها می دهد. کسی که آخرت را دارد، چه سیر باشد و چه گرسنه، بهره ی دنیا را هم می برد. خدا هر چه را خیر محض است، عطا می کند. هر وقت غنا برای مؤمن نافع باشد، غنا می دهد و هر وقت فقر برای او خیر باشد، فقر می دهد. لذا کسانی که به این حقیقت پی برده اند، هر چه او می کند، هیچ نمی گویند. ان شاء الله ما هم هر وقت خدا کم و زیاد کرد، با خدا دعوا نکنیم.



[ شنبه 21 مرداد 1391 ] [ 08:15 ب.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


شب قدر
مطلبی را که در زیر مطالعه می نمایید، ادامه پست مربوط به شب قدر میباشد.


● چرا شب قدر پنهان است
ماه مبارک رمضان ماهی است که در آن بندگان به میهمانی حق دعوت می شوند تا با ره توشه ای از زینت الهی این ماه را سپری کنند.
به گفته برخی اندیشمندان اسلامی این ماه فیلتری است که با عبور از آن گناهان از انسان جدا شده و اگر از صمیم قلب با خداوند راز و نیاز کنیم به سرچشمه عظمت الهی متصل می شویم، از همین رو برای ماه مبارک رمضان به ویژه شب های بافضیلت قدر اعمال خاصی در نظر گرفته شده است و حتی بزرگی و شکوه شب های قدر را بیش از هزار شب دانسته اند.

ادامه مطلب

[ شنبه 21 مرداد 1391 ] [ 03:35 ب.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


نکته (21)
پای درس استاد ... آیت الله فاطمی نیا

خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهدست الان مردم خیلی دست کم گرفته اند آبرو بردن را.

ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدین.4- آبرو بردن.

 این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: "به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟

می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!" الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند.

 عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم.

روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند.

امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی.



[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 01:09 ب.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


شهادت مولایمان علی (علیه السلام) تسلیت

پای به پای تو از زیر سایه نفر به نفر نخل در نخلستان نهج البلاغه عبور کرده ام. صدای گریه و ناله درد آلود تو را با چاه شنیده ام.

با این حال، وقتی وارد خیابان می شوم، وقتی از آسانسور بی خیالی بالا و پایین می روم، وقتی بوی ادکلن های معطر مشامم را کور می کند، وقتی با یک پیامک، بال پوشالی درمی آورم، یادم می رود که ورق به ورق سخنانت را خوانده ام و اشک ریخته ام.

یادم می رود چگونه می شود با فقرا هم سفره شد. یادم می رود درد یعنی چه؟ یادم می رود یتیم کیست؟

وقتی رنگ ماشین همسایه بغلی تغییر می کند، وقتی فرم موهای همسایه طبقه بالایی عوض می شود، وقتی مدل کاپشن همسایه طبقه پایینی...و وقتی....، زود متوجه این ظواهر گذرا می شوم و چقدر به آنها فکر می کنم.

وقتی حس شعر و شاعری ام گُل می کند، مدح همه کس و همه چیز را می گویم، الّا تو را.

وقتی دنبال سوژه نوشتاری می گردم، یاد همه می افتم، الّا سفارش های تو در مورد فقیران، تزکیه نفس و.... .

وقتی غش غش خنده دلم را به درد می آورد، هرگز یاد دردمندان نمی افتم؛ انگار نصایح تو، فقط نوشته ای برای علماست.

انگار توسل به تو فقط برای آرامش من در شب های امتحان است.

انگار پندهای تو برای فراموش کردن یک روز پرماجراست.

کاش شهامت اعتراف به نادانی ام را داشتم. کاش شجاعت بخشش و سخاوت را در خودم پرورش می دادم. کاش اخلاص را آن گونه که فرمودی، می آموختم.

کاش آموخته هایم با تلنگری از هم نمی پاشیدند.

من چه زود می گذرم از آنچه گذشتنی نیست و چه زود فراموش می کنم یافته های گران قدرم را.

حالا می فهمم که چگونه با مرور زمان عجین شده است؛ دلواپسی هایم.

خوب راه را شناخته وقتی درگیر است؛ دلم.

می داند کجا التیام پیدا کند وقتی زخمی است؛ ذهنم.

ولی هنگام عمل چه پاهای چوبینی دارم، چه پاهای بی تمکینی.

شب از نیمه گذشته است و من متحیر و مشتاق، مقابلت زانو زده ام.

هنوز هم مشتاقم؛ مشتاق شنیدن کلام تو، مشتاق شنیدن پندهای تو، مشتاق نهج البلاغهات.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه


[ پنجشنبه 19 مرداد 1391 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ قاصدک ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 4 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه